
خش خش صدای پای خزان استxa0 یک نفر در را به روی حضرت پاییز باز کند xa0 xa0 مهر ابان اذر ، چه جوری سر کنیم امسالو؟؟چرا هر بار چشام به این زرد و نارنجیا میفته بند دلم پاره میشه!!اصن چرا پاییز ی جوریه!!جمعه هاش...
ادامه مطلب
16 اسفند 1369 تاریخ تولد,مه !!و من هیچ حس خاصی بهش ندارم، اصن چرا باید چنین روزی خوشحال بود؟؟ مگه چه اتفاقی میفته در این روز؟ سن و سال از نظر من صرفا یک عدده ، من 27 سالم تموم شد و وارد 28 شدم ، ایا وا...
ادامه مطلب
دیگه دارم کلافه میشم از دست خودم و تو و خاطره, هامون!! تو که میخواستی بری چرا یادت رفت خاطره, هاتو ببری؟؟ xa0...
ادامه مطلب
17 فروردین بازارچه من وسط تقاطع بازارچه حیرون دنبال تو بودم و تو داشتی از پاساژ منو میدیدی زنگ زدی گفتی بیا تو پاساژ تیپ قهوه ای من مانتو کرم رنگ روشن تو حرف و حرف و حرف چشمات داشت قلبمو نابود میکرد دست کردم تو چشمات ، یادته؟؟حتی به این فک نکردم ک بگی دیوووونست یا خطرناکه، اخه چشمات، لعنتی چشمات 3 روزه دارم اون رو...
ادامه مطلب
چرا اینجوری اومد؟؟چرا نیومد راحتم کنه!تو خواب ، میرفتیم، بی سروصدا، بی عذاب بی درد بی درد عشق، بی دلتنگی بی حسرت!!خستم، خیلی خستم، خیلی!!دیگه توان زندگی ندارم، دلم با من نیست، همش ی گوشه نشسته ، التماسش میکنم سربراه نمیشه . فقط مرگ درمونشه!!راستی یلدا خوش گذشت ؟؟حافظ فالتو چطور گفت؟؟خنده رو لباته یا دق کنم؟؟+ خدایا ی زلزله 10 ریشتری برسون !!اینو که بلدی!!هان؟؟ نوشته شده در یکشنبه سوم دی ۱۳۹۶ساعت 2:9 توسط دیوونه| |Let's block ads! بخوانید...
ادامه مطلب
خش خش صدای پای خزان استxa0 یک نفر در را به روی حضرت پاییز باز کند مهر ابان اذر ، چه جوری سر کنیم امسالو؟؟چرا هر بار چشام به این زرد و نارنجیا میفته بند دلم پاره میشه!!اصن چرا پاییز ی جوریه!!جمعه هاش خیلیxa0نامرده، انگار هر جمعش جمع روزای تقویم سال های پیشه!!همش مرور میشه!همش خاطره.xa0 خاطره هم که واسه منه دیووونه عین سمه، دکتر گفته با همین روند خاطره بکشی چندماه بیشتر دووم نمیاری. میگم دکتر سیگار عیب نداره؟؟میگه خاطره عیبش بیشتره، نکش! لااقل کم بکش.xa0 اخه مگه میشه ابان باشه و ادم خاطره نکشه؟؟...
ادامه مطلب
ثانیه ها و دقیقه ها و ساعت ها و روزها و هفته ها و ماه ها گذشتند تا دوباره برسیم به پاییز، پاییز اومد تا دقیقا تو زرد ترین روزاش ، وسط وخیم ترین حال عاشقاش، میانه ی این فصل خش خش و بارون و شب و تنهایی، ابان رو بهم نشون بده! پاییز ی مریضیه که ی عده خاص دارن، ی مریضی ای که از مهر شروع میشه تو ابان اوج میگیره و اذر هم رو به بهبودی میره، عین سرماخوردگی مثل سرطان، دیدی بعضیا سرما که میخورن حالشون خیلی بد میشه؟ بعضیا هم با چندتا قرض خوب میشن پاییزم همینه بعضیا مریضیه پاییزشون خیلی وخیمه، مثلا ی تولدی ی...
ادامه مطلب
زبونم بند اومده، دیروز 19 ابان 1396 دلگیر ترین جمعه این چندسال بود، اخه چرا همه چی دست به دست هم میده تا اوضاع سخت تر بشه!! نشسته بودم تو پارک ی گوشه داشتم فکر میکردم، برگای زرد و نارنجی و بعضا قرمزو میدیدم و به پاییزی بودن حال و هوای خودم گره میزدمشون، داشتم تو خیالاتم برات تولد میگرفتم داشتم با وسواس فکر میکردم چه هدیه ای بخرم.!! نمیدونم چیشد یهو رشته افکارم پاره شد، دست و جیغ و اهنگ شاد، اره انگار خدا فکرمو خونده بود، الاچیق کناری تولد گرفتن ، دیگه بقیش گفتن نداره که با چه حسرتی به اون پسره ن...
ادامه مطلب
موضوع خاصی نیست فقط دلم گرفته. دلم خیلی گرفته نمیدونم چرا... ینی میدونما حرف واسه گفتن زیاده ولی اینقدر دلم پر حرفه همشون دارن جون میدن و میمیرن. حکایت منا اون همه جمعیت از چندتا در کوچیک رد ممیشن میمیرن. حرفای منم از ی زبون و چندتا انگشت ک تایپ میکنن بیشترنxa0 xa0دلتنگیام زیادن قد همه ی ثانیه ها.... بقول علی اذر تشنه ی یک صحبت طولانیم !!!ولی با کی؟؟اصلا کی میفهمه؟؟؟تو دنیایی ک همه عاقلن و همه حساب کت...
ادامه مطلب
نمیدونم چیشده!! هرچی فکر میکنم به هیچ نتیجه ای نمیرسم! ی گره های عجیبی افتاده تو کارام ک خودم نمیدونم تاوان کدوم گناه، کدوم نگاه تند، کدوم حرف سنگین به کی بوده!! خیلی وقتا قضاوت های نادرست راجع به همه همیشه، اما اینکه ی نفر بیاد ازم شاکی بشه که من زدمش ، اونم کسی که من تا حالا ندیدمش بعدشم کلی حرف ض...
ادامه مطلب
یادته اون خونه کاهگلی رو؟؟ همون xa0قدیمیه ک نصفشم ریخته بود؟؟؟به مسخره بازی میگفتیم این خونمونه!! یادته؟؟ وااااای! یادته زنه ک لواشک و قره قوروت میفروخت؟؟ رفتیم بخریم نگاهمون کرد و همدیگرو دوس دارید ولی دوس داشتن تو(به من اشاره کرد) بیشتره!!! یادته پارک بلوارو!! عطر و درس و ......! بی دلیل یهو دیییووو...
ادامه مطلب
امشب یکی از اون هزار و یک شب هاییه ک بدجور دلم تنگه!! دلم تنگه همه چیه!!چرا خدا حافظه ی قوی بهم داده؟؟نعمته؟؟پس چرا من اینقدر عذاب میکشم!!از اون روز اول تو بازارچه تا اون روز اخر تو راه که برف هم میومد و واسه خونتون ماست هم خریدیم ،همه چی جلو چشمامه! میفهمم همه چی تموم شده،عین دیروز ک گذشته و امکان ...
ادامه مطلب
من آرامم و دلتنگ... میدانی آدم، دلتنگ باشد و آرام یعنی چه؟ یعنی آدم شده... منطق قاطی جنونش شده... میدانی آدمِ مجنونِ منطقی کیست؟ کسی که خاطره ها را ته یک کمد قایم کرده... میدانی یک کمد پر از خاطره های تلخ شده، یک آدمِ آرامِ منطقیِ مجنونِ دلتنگ یعنی چه...؟ یعنی کسی که یک بمب ساعتی بسته به خودش، تمام ...
ادامه مطلب
سلام(نمیدونم ب کی سلام میکنم،نمیدونم اصلا کسی مبخونه یا نه،شاید ب خدا سلام میکنم شاید به خودت ک دیگه بعیده ب اینجا سر بزنی یا شایدم ب ی سری دوست و غریبه ک اتفاقی گذرون ب اینجا بیفته) اومدم بگم این روزا خیلی دارم اذیت میشم. بهت گفتم با خیال راحت برو سر زندگیت و منم دارم زندگی میکنم. گریه نکردم بغضمو ...
ادامه مطلب
موضوع خاصی نیست فقط دلم گرفته. دلم خیلی گرفته نمیدونم چرا... ینی میدونما حرف واسه گفتن زیاده ولی اینقدر دلم پر حرفه همشون دارن جون میدن و میمیرن. حکایت منا اون همه جمعیت از چندتا در کوچیک رد ممیشن میمیرن. حرفای منم از ی زبون و چندتا انگشت ک تایپ میکنن بیشترنxa0 xa0دلتنگیام زیادن قد همه ی ثانیه ها.... بق...
ادامه مطلب
هنوزم هر سحر و افطار دوس دارم پیام بدم!! تا کی قراره پیام بنویسم و بعدش پاک کنم!!خودم نمیدونم،این سوالو باید خدا جواب بده ک همچین دل مزخرفی گذاشته واسه من،خسته شدم از دستش!! هرچند ک به نظرم مشکل از دل من نیست،مشکل اصلی چشمای تو بود.... برات دعا میکنم، ورد لبم شده دعا واسه خوشبختی تو، حتی طاقت ندارم ...
ادامه مطلب
اینکه اینجا پیدام نمیشه نه اینکه دارم فراموش میکنم...... دلیلش اینه که اوضام خیلی بدتر از اینه که بشه با حرف و نوشتن آروم بشم... چه آبان ماه طولانی شده برام... چقد امروز طولانی بود.... هزار بار خاستم ی جوری بهت تبریک بگم ولی باز پشیمون شدم... اومدم اینجا بهت تبریک بگم که شاید دلم دست از سرم برداره.... مریم تولدت مبارک خوشبخت باشی و همیشه خندانxa0 خنده هاتو خیلی دوست داشتم، از ته دل خداروشکر میکردم وقتی میخندیدی xa0 xa0 xa0 xa0 + امشب چجوری میخاد صب بشه خدا میدونه +خیلی چیزا داره از ذهنم میگذره! ...
ادامه مطلب
سلام سال 95 رو به همه ی کسایی که نمیان اینجا و میان تبریک میگم. گفتم سال 95 چون واسه من نه جدیده نه نو!!!! فروردین رو همیشه دوس دارم چون بزرگترین هدیه دنیارو تو این ماه از طرف خدا گرفتم اما خب بعدا فهمیدم امانت بوده و هدیه نبوده! ببین هزار بار گفتم، هزار بار دیگه میگم، وقتی ی نفر رو اینقد دوس دارم نمیتونم جز خیر و شادی براش چیزی بخام! اصلا نمیشه طبیعت من جوریه که واسه تنها عشق زندگیم فقط خیر و خوشبختی آرزو میکنم!xa0 کسی که بعد از جدایی آرزوی بدبختی طرف مقابل رو میکنه یا نفرین و بد و بیراه میگه ا...
ادامه مطلب
راستش اینجا با اینکه سعی کردم خلوت خونه ی دلم باشه ولی خب خیلیا میان و میرن ! بعضی ها هفت پشت غریبه و بعضیا تو این مدت شدن 5 پشت غریبه و بعضیا هم که هفت نسل آشنا!!xa0 بین این غریبه ها همیشه ی عده اومدن خوشون رو جای ی نفر دیگه جا بزنن!! ی عده هم بودن که همیشه یا نصیحت کردن یا تهمت زدن... تو پست قبلی ی حرف زشتی زدم که فقط بخاطر عصبانیت بود و تو جواب غریبه ای بود که گفته بود بالاخره ی روز تو هم میرسی به جایی که بفهمی اشتباه میکردی و طلبکار بشی و بخاطر انتقام ارزوی بدبختی واسش بکنی! (ترخدا بقیه دوست...
ادامه مطلب
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت پرده ی خلوت این غم کده بالا زد و رفت کنج تنهایی مارا به خیالی خوش کرد خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت درد بی عشقی ما دید و دریغ اش آمد آتش شوق در این جان شکیبا زد و رفت خرمن سوخته ی ما به چه کارش میخورد که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت رفت و از گریه ی طوفانیم اندیشه نکرد چه دلی داشت خدایی که به دریا زد و رفت بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند آنکه زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت سایه آن چشم سیه با تو چه میگفت که دوش عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت ...
ادامه مطلب