نشسته بودم تو پارک ی گوشه داشتم فکر میکردم، برگای زرد و نارنجی و بعضا قرمزو میدیدم و به پاییزی بودن حال و هوای خودم گره میزدمشون، داشتم تو خیالاتم برات تولد میگرفتم داشتم با وسواس فکر میکردم چه هدیه ای بخرم.!!
نمیدونم چیشد یهو رشته افکارم پاره شد، دست و جیغ و اهنگ شاد، اره انگار خدا فکرمو خونده بود، الاچیق کناری تولد گرفتن ، دیگه بقیش گفتن نداره که با چه حسرتی به اون پسره نگاه میکردم که میتونست هدیه بده تبریک بگه بغل کنه و بگه خوشحالم که به دنیا اومدی.
ولی خب منم اینجارو دارم، میگم با اینکه شاید بی فایده باشه
تولدت مبارک سبز ترین دختر پاییزی دنیا
هرجا هستی انشاالله عطر خوشبختی به مشامت برسه
+ پاییز باید زودترتموم بشه قبل از اینکه تموم بشم
نازنین ترین مریم...ما را در سایت نازنین ترین مریم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 8