پرده ی خلوت این غم کده بالا زد و رفت
کنج تنهایی مارا به خیالی خوش کرد
خواب خورشید به چشم شب یلدا زد و رفت
درد بی عشقی ما دید و دریغ اش آمد
آتش شوق در این جان شکیبا زد و رفت
خرمن سوخته ی ما به چه کارش میخورد
که چو برق آمد و در خشک و تر ما زد و رفت
رفت و از گریه ی طوفانیم اندیشه نکرد
چه دلی داشت خدایی که به دریا زد و رفت
بود آیا که ز دیوانه ی خود یاد کند
آنکه زنجیر به پای دل شیدا زد و رفت
سایه آن چشم سیه با تو چه میگفت که دوش
عقل فریاد برآورد و به صحرا زد و رفت
نازنین آمد و دستی به دل ما زد و رفت
+ خداکنه واقعا از زندگیت راضی باشی که غیر از این هیچی از خدا نمیخام، هروقت از ته دل خندیدی مطمئن باش منم خوبم
+ نمیدونم چرا روزی صدبار میام اینجا! قبلا ماهی ی بار هم سر نمیزدم!
نازنین ترین مریم...ما را در سایت نازنین ترین مریم دنبال میکنید
برچسب: خواب و خیال,خواب و خیال من همه,خواب و خیال حمیرا,خواب و خیال محسن فرهمندی,نازنین خواب و خیال مهربونی, نازنین,خواب و خيال,زندگی خواب و خیاله مگه نه,توی خواب و خیالم,آهنگ خواب و خیال داریوش رفیعی,زندگی خواب و خیال مگه نه, نویسنده: بازدید: 1